زندگی من :)

شرح تجربه ها و آنچه بر من گذشت

۱۲. کاش دیگ آشنا نشم

نازی
زندگی من :) شرح تجربه ها و آنچه بر من گذشت

۱۲. کاش دیگ آشنا نشم

از ترس اینکه خواسته نشم با کسی آشنا نمیشم و سمت کسی نمیرم

نخ نمیدم ک مبادا طرف دست رد بزنه

میترسم نخ بدم، طرف سمتم نیاد ضایع بشم

از تنهایی گله دارم و غصه میخورم

از طرفی میگم این تجربه یک نشونه بود از سمت خدا، چون چنوقت پیشا گفتم خدایا حداقل نشونه بفرست

میدونی شاید اگه یهو، قطع نمیکرد اذیت نمیشدم،کافی بود یه چیزی بگه

خیلی سمی بود کارش😐



تاريخ : شنبه دوم اسفند ۱۴۰۴ | 22:35 | نویسنده : نازی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.