سال دیگ اینموقع کجام؟ اگه خفته ای دو قسمت از فرندز رو لغاتش رو دربیارم و حفظ کنم؟
تو پست بعدی حساب میکنم
یه اصطلاح جدید یاد گرفتم، تیریپ لاتی🤠
جا تنگی باشه، دل تنگی نباشه😁😁
یه چی دیگه هم یاد گرفتم:
من خودم پیر خراباتم، فک میکنی این چروکا کجا افتاده؟
😂😂تا درودی دیگر و اصطلاحاتی دیگر خدا یار و نگهدارتان😂
راستی باید یاد بگیرم عادت هایی ک دارم روشون کار میکنم رو بذارم تو طول روز...نمونه آخرشب
اها یه عادت مهم دیگه اینه ک از آدم ها خوبی بگم فقط
خیلی دوس دارم تجسم رو تو برنامهم بذارم
مثلا برا چی؟ برا یه ماشین خوب
یا مثلا تجسم مدیر بودن تو محل کارم
تجسم حرفه ای بودن توی کارم و علم بالا داشتن
یا تجسم همسر خوب و زندگی خوب کنارش
یه تمرین خوب یاد گرفتم، ب شما هم بگم
درواقع یه تنبیه خوب
وقتی ک پشت کسی بد گفتین ،جریمهتون این باشه ک برین پشت سر اون آدم خوبی هاشو بگین و تعریفشو بکنین یا وقتی دیدینش با حس خوب باهاش ارتباط بگیرین و تعریفکنین
پس عادت های دیمه ای که بسازم: ۱
خوشبینی
ک خودش کمک میکنه تهمت و قضاوت و بدگویی و غییت و اینا بره کنار کم کم، یجورایی پیش نیازه
برا اینکه غیبت بره کنار باید براش جایگزین پیدا کنم، شوخی بتونم بکنم، از زندگی خودم بدون اینکه حس کنم دارم زیادی اطلاعتت میدم خاطره بگم
از خود طرف مقابل بپرسم
یا مثلا دیدگاه اطرافیانم رو درباره چیزای مختلف بپرسم و تو این چیزا سرگرم گفتگو بشیم تا نرسه به غیبت و پشت سر گویی
واقعا ایده آلم اینه، خیلی خوشحال میشم
برای ورزش هم اینطوریا ک
الان روزی ۵ دقیقه
بعد ۱۰
۱۵
۲۰
۲۵
۳۰
توی ۵ تا چله یعنی ۲۰۰ روز بهش میرسم
و سال دیگ این موقع، قشنگ عادت کردم به روزی نیم ساعت ورزش
یه چیزی ک هست اینه ک دقیقا نمیدونم چه ورزشی دارم میکنم، حالا چون فعلا شروعه دیگ
در این حدم ک روزا واس خودم هر حرکتی میتونم میزنم
و شبا هم یکیدو شب از تو یوتیوب نگا کردم، الان حرکاتی ک آزومتر، کششی تر و بهترخ برا قبل خواب رو میرم
ولی کم کم خوبه به یه روتینی برسم
مثلا ۱۵ دقیقه بعد بیداری یا در طول روز و ۱۵ دقیقه هم قبل خواب ورزش کنم
و تنفس آگاهانه و شکمی هم تو این لیست بذارم، ینی حین ورزش هام مثلا، یا جدا هم میتونه باش
ولی حین ورزش خیلی بهتره
باشگاه هم برم خوبه، ۲ روز مثلا در هفته برم باشگاه، ولی میگن فاسده نداره ۳ روز باید بشه
۳ روز هم برم خیلی خوبه بازم
برای مطالعه، یکی از طمینه های مورد علاقهم در زمینه مثبت اندیشی، اهداف و آرزو ها و خوشبینیه
یکیش هم مذهبیه
و یکی هم درسی
باید تایممو هم مدیریت کنم
یکی از عادت هایی کباید کار کنم روش ،مدیریت فضای مجازیه و کلا مدیریت زمان
احتمالا برا اینکه بتونم برسم به تایم مطالعه بیشتر، باید از یه سری چیزا بزنم
شاید یه سری روابط مثلا
این روزا دارم یاد میگیرم ک هر رابطه ای رو نگا مدارم و با هرکسی وقت نگذرونم، بیرون رفتنای الکی با کسایی ک کنارشون حال خوب ندارم رو حذف کنم تا اون تایمه آزاد بشه برای کارای مفیدتر
۱. تو رخت خواب نباید بخونم اصلا
۲. مباحثی کدربارشون مطالعه میکنم خیلی خوبه ک هم راستا با عادت های دیگه ای باشه ک بطور موازی دارم روشون کار میکنم
مثلا الان دارم روز ورزش و نماز خوندنم کار میکنم، خب خوبه تو این زمینه ها کتاب بخونم
و البته اینکه یه هدف بزرگ هم مطالعه درسیه
اینو یمقدار گیجم، همین باعث میشه نخونم
حالا چرا گیجم؟:
۱. ارشد ۲. استخدامی ۳. مهاجرت ۴. تقویت علمم تو همین جایگاه و مکانی ک هستم
فک کنم امروز ۱۴مین روز از چلهم باشه، خب؟
درواقع آخر ابان، چله ی اولم تموم میشه و بعدش میرم سراغ افزایش تایم
اولی: ۵ دقیقه
بعد: ۱۰ دقیقه
۱۵ دقیقه
۲۰ دقیقه
۲۵
۳۰
۳۵
۴۰
۴۵
۵۰
۵۵
۶۰
شد چنتا؟
۱۲ تا چله...البته این چیزیه ک الان دارم میگم، شاید وقتی توش بیفتم، حس کنم زودتر هم میتونم برسم به یک ساعت
۱۲ تا چله، میشه معادل ۴۸۰ روز
درواقع سال دیگه این موقع، تو چله ی دهم هستم یعنی ۵۰ دقیقه
سال دیگه اینموقع روزی ۵۰ دقیقه مطالعه دارم، با کوله باری از مطالبی ک تو این یک سال مطالعه کردم
ان شالله
خب من الان
روزی ۵ دقیقه ورزش
و روزی ۵ دقیقه مطالعه دارم تو برنامهم
و قراره ک ۴۰ روز برنامهم این باشه، بعدش تایماشونو بیشتر کنم به امدازه توانم
هدف نهاییم برای ورزش، روزی نیم ساعته
و برای مطالعه، روزی یک ساعت
و خب حالا، سال دیگه این موقع کجام؟
میدونی زندگیایده آلم چیه؟
زندگیایه ک توش ۲ تا زبان خارجی بلدم
۳ روز در هفته تک شیفت میرم سرکار
باقی تایمم رو تو خونه مطالعه میکنم در زمینه شغلم و برای بالا بردن مدرکم
رفاه و آسایش هم داشته باشم و دغدعه مالی ای نباشه برای من
برای تفریح هم میرم کلاس رقص، و آخرهفته هم با همسرم ب یم طبیعت
روابطی ک رشدی برام نداره رو هم کم یا حذف کرده باشم
روابط اجباری ک شامل خونواده میشه هم، در حد به جا آوردن صله رحم، خودم برم سر بزنم جهت انجام وظیفه و لذت بردن از خونواده
روابزم هم شامل روابط قدیمی ک داشتم، دوستام و همکارام و همین اندازه خونواده و ارتباط اصلی هم همسرم باشا
کفایت میکنه واقعا
داشتم به این فکر میکردم ک خیلی افکاری که تو طول روز تو سرمون میاد از طرف شیطانه
شاید بگید شیطان وجود نداره، یا واقعی نیست، یا به اون صورت ک همیشه میگفتن نیست یا هرچی....ک خب خودمم به این چیزا فک میکنم
ولی برای من انتخاب کلمه ی شیطان، چیز مناسبیه و مهم تر اینکه کمک کنندهس.
مثلا اون همکارم ک کلی حس بد داده بود بهم، تا میام باهاش خوب بشم یهو همه چیزای بدش یادم میاد
داشتم فک میکردم ک شیطان نمیخواد بذاره خوب بشم باهاش و کینه نداشته باشم، چون میخواد روابط بد باشه
میخواد بدشو بگم، دشمنی و کینه بینمون باشه، تمسخر و تحقیر بینمون باشه و غیبت کنم ازش....



